دختر خانم عزیز،اگه میگی پسرا باید تو رو جای خواهرشون بدونن و باهات کاری

 

نداشته باشند،خب به نظرت چه عاملی باعث میشه بهت نگاه کنن و اذیتت کنن؟؟

 

غیر از اینه که تو یه کاری کردی که اونا نگات میکنن؟؟ درسته هرزه که باشه حجاب

 

نمیشناسه اما هرزه هم دنبال بیکاری مطلق نیست که هرکی رو دید انگولکش کنه

 

که...! تو یه قدم بردار،اونوقت میبینی که چقدر ازاون تیکه ها کم میشه...حداقلش تو

 

وظیفه ت رو انجام دادی،اونوقت دیگه کسی به تو گیر نمیده و همه هم تو رو جای

 

خواهر واقعی شون خواهند دونست...یه خواهر باحیا،نه یه........



تاريخ : 93/09/21 | 10:50 | نویسنده : علی |

در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراد دل کس
غم بی مهری آن مردم بی عار مخور . . .



تاريخ : 93/09/21 | 10:40 | نویسنده : علی |
ظاهر ترسناک کلاغ‌ها همیشه سرآغاز شکل‌گیری افسانه‌های زیادی بوده است. بسیاری از مردم کلاغ‌ها را شوم و سمبل مرگ می‌دانند. شاید حتی شنیدن صدای آنها نیز تاثیر مطلوبی بر شنونده باقی نگذارد، اما ناگفته‌های زیادی درباره آنها وجود دارد. یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های کلاغ‌ها این است که در هر زیستگاهی از مناطق سرد و یخ‌زده گرفته تا کوهستان‌ها، دشت‌ها، مزارع، علفزارها و حتی شهرها می‌توانند زندگی کنند. کلاغ‌ها انواع گوناگونی دارند: زاغ درختی، زاغ کوهی، زاغ خاوری، زاغ فندق شکن، جیجاق زمینی، زاغ حبشی، زاغ شمالی و ده نوع دیگر نشان‌دهنده بزرگی این گونه است.


قدمت حضور کلاغ‌ها روی کره زمین به دوره سوم زمین شناسی یعنی حدودا 17 میلیون سال قبل برمی گردد. کلاغ‌ها از خانواده Corvidae یا کلاغ سانان هستند. این خانواده بیشتر از 120 گونه دارد که در سراسر جهان به استثنای قطب جنوب پراکنده شده‌اند. با وجود این که ممکن است به نظر خیلی عجیب و غیرمنطقی بیاید، اما باید بدانید ​ مرغ‌های بهشتی یکی از نزدیک‌ترین خویشاوندان کلاغ‌ها هستند.

 

کلاغ‌ها همه چیزخوار هستند، پیدا کردن غذا شاید یکی از کمترین دغدغه‌های آنها تلقی می‌شود. کلاغ‌ها از خوردن حیوانات مرده و زباله نیز ابایی ندارند. آنها این توانایی را دارند که برای پیدا کردن غذا از ابزارهای به خصوصی استفاده کنند. به عنوان مثال تحقیقات نشان داده که کلاغ‌ها برای خوردن میوه‌هایی نظیر فندق یا گردو که هیچ نوع منفذی برای شکستن ندارند،​ در وسط خیابان قرار می‌دهند تا ماشین از روی آنها عبور کند و سپس برای خوردن محتویات داخل هسته‌ها مجدد بازمی‌گردند.
این حیوانات آنقدر باهوش هستند که براساس تجربه می‌دانند ماشین‌های سنگین دانه‌ها را له می‌کنند و به همین دلیل ماشین‌های سبک‌تر را انتخاب می‌کنند و دانه‌ها را به زیر چرخ‌های آنها هل می‌دهند حتی آنها اغلب این کار را زمانی انجام می‌دهند که چراغ راهنمایی سبزرنگ است!


باهوش‌تر از شامپانزه
بدون تردید کلاغ‌ها یکی از باهوش‌ترین موجودات روی زمین هستند. واقعیت این است که آنها حتی از طوطی‌ها، جغدها و دیگر پرندگان شکاری هم باهوش‌تر هستند. دانشمندان پس از انجام آزمون‌های مختلف هوش روی سگ‌ها، گربه‌ها، خوک‌ها و کلاغ‌ها متوجه شدند​ کلاغ‌ها نسبت به سایرین موفق‌تر عمل می‌کنند. در سال 2004 تحقیقات نشان داد که کلاغ‌ها حتی از شامپانزه‌ها نیز باهوش‌تر هستند. مغز کلاغ‌ها نسبت به دیگرگونه‌های پرندگان نسبتا بزرگ‌تر و تکامل یافته‌تر است.
جالب است​ بدانید آناتومی مغز کلاغ تا حدودی شبیه مغز انسان‌هاست. زبان کلاغ یک زبان واقعا پیچیده است و هر صدای قار قار معنی متفاوتی دارد. تحقیقات نشان می‌دهد​ برخی از اصوات آنها هشداردهنده ، برخی تقلید صدا از سایر جانداران و برخی هم در ارتباط با وقوع یک اتفاق خاص است.


کلاغ‌های خطرناک
مردارخواری آنها باعث می‌شود آنها ناقل بیماری هم باشند. به عنوان مثال کلاغ‌ها یکی از عوامل انتشار ویروس نیل غربی به آمریکا در سال 1999 میلادی هستند.
این ویروس که پس از دو تا 15 روز علائم اولیه‌اش بروز می‌کند، تقریبا در 80 درصد مواقع عوارض بالینی قابل تشخیصی ندارد، اما می‌تواند باعث بروز یک بیماری کشنده عصبی در انسان‌ها شود. سال 2005 تحقیقاتی توسط دانشمندان آلمانی انجام شد که نشان داد با وجود همه این موارد میزان مواد سمی موجود در گوشت کلاغ باز هم نسبت به گوشت خوک کمتر است.

 

 

 

کلاغ‌ها خیلی اجتماعی هستند. در اسکاتلند یک کلونی از جمعیت کلاغ‌ها به ثبت رسیده که در آن بالغ بر 65 هزار کلاغ حضور داشته‌اند.

کوچک‌ترین کلاغی که در دنیا وجود دارد، زاغ کبود کوتوله مکزیکی است.نام علمی این پرنده (Aphelocoma nana) است و تنها 40 گرم وزن و 21.5 سانتی‌متر طول دارد.

بزرگ‌ترین کلاغ‌ها در دنیا نیز غراب یا کلاغ سیاه معمولی (Corvuscorax) و کلاغ نوک‌ کلفت (Crvuscrassirostris) هستند که هر دو حدود 1500 گرم وزن و 65 سانتی متر طول دارند.


با وجود این که اغلب انسان‌ها از کلاغ‌ها خوششان نمی‌آید، اما واقعیت این است که حضور آنها باعث حذف بسیاری از مواد مضر از چرخه حیات می‌شود. اصطلاحی است که می‌گوید اگر کلاغ‌ها محیطی را ترک کنند، آن محل دیگر جای زندگی نیست.


خصوصیات شاخص کلاغ ها
قابلیت به خاطر سپردن چهره انسان‌ها: بار دیگر که از کنار کلاغ‌ها رد شدید، سعی کنید صورت ظاهری آنها را به خاطر بسپارید. آیا واقعا می‌توانید چند دقیقه بعد یک کلاغ را از میان چند کلاغ دیگر تشخیص دهید؟ اما به خاطر داشته باشید که عکس این مورد صادق است. هر یک از کلاغ‌هایی که شما از کنار آنها رد شده اید، بی‌تردید چهره شما را به یاد دارد.


محققان دانشگاه سیاتل در یک تحقیق هفت کلاغ را گرفته و آنها را علامت گذاری کردند. آنها در حین علامت گذاری روی صورت خودشان ماسک‌های ترسناک و عجیب گذاشتند. کلاغ‌ها آزاد شدند، اما بعد از آن هر بار که یکی از اعضای گروه با یکی از ماسک‌های مربوط در صحن دانشگاه ظاهر می‌شد، نه‌تنها کلاغ‌های علامتگذاری شده بلکه سایر کلاغ‌ها با حرکات شیرجه مانند به طرف وی هجوم می‌آوردند. این آزمایش نه تنها نشان داد کلاغ‌ها صورت‌های مختلف را به خاطر می‌سپارند بلکه در عین حال نشان داد که آنها کینه‌ای نیز هستند.


قابلیت توطئه‌چینی: آزمایش فوق در عین حال نکته دیگری را هم نشان داد و آن ارتباطات ناشناخته‌ای است که در میان کلاغ‌ها وجود دارد. پرسش اینجاست که سایر کلاغ‌ها که علامت گذاری نشده‌اند، چگونه در حین مشاهده ماسک‌های مربوط از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند؟ بدیهی است که سیستم‌های ارتباطی ناشناخته‌ای در میان کلاغ‌ها وجود دارد. یکی از روش‌های برقراری ارتباط، زبان پیچیده میان کلاغ‌هاست.
تشریح دقیق وضع ظاهری ماسک‌ها برای کلاغ‌های دیگر شاید تا اندازه‌ای هم ترسناک باشد، پس بهتر است که بار دیگر که از کنار یک کلاغ رد می‌شوید اندکی بیشتر در مورد نحوه برخوردتان فکر کنید.


حافظه قوی: در منطقه چاتام اونتاریو وقوع حادثه‌ای باعث شد که حافظه قوی کلاغ‌ها به اثبات برسد. این منطقه مسیر عبور هزاران پرنده مهاجر و کلاغ است. ساکنان این منطقه که از حضور کلاغ‌ها عاجز شده بودند، بر آن شدند تا از طریق تیراندازی کلاغ‌ها را از محل زندگی خود دور کنند. نتیجه این بود که از سال بعد کلاغ‌ها نه‌تنها به این منطقه نیامدند بلکه حتی در زمان پرواز بر فراز این شهر اوج می‌گرفتند و تلاش می‌کردند تا حد امکان خودشان را از دسترس دور نگه دارند.


توانایی حل مشکلات: در یک تحقیق پژوهشگران یک تکه گوشت را کاملا طناب‌پیچ کردند و به سر یک ریسمان بستند. سپس ریسمان را از یک میله چوبی آویزان کردند. مشاهدات نشان داد کلاغ‌ها در وهله اول روی آن چوب نشستند و ریسمان را خراشیدند سپس آن‌قدر تکه‌های طناب را با پا و نوک‌هایشان کشیدند تا این که کاملا از دور گوشت برداشته شد.

در یک آزمایش دیگر محققان غذا را داخل یک لوله گذاشتند و تنها یک سیم مفتولی را به شکل قلاب در کنار دو کلاغ قرار دادند. کلاغ‌ها پس از مدتی با استفاده از مفتول غذا را از داخل لوله بیرون کشیدند و خوردند.


برنامه‌ریزی: کلاغ‌ها مازاد غذای خود را انبار می‌کنند. بسیار دیده شده که سایر کلاغ‌ها با تعقیب یک کلاغ دیگر ذخیره غذایی او را پیدا کرده‌اند. با توجه به این که کلاغ حیوان محتاطی است و در مخفی‌کاری استاد است لذا محققان باور دارند که کلاغ‌ها بدون برنامه‌ریزی نمی‌توانند به منبع غذایی یک کلاغ دیگر دستبرد بزنند.



تاريخ : 93/09/12 | 23:20 | نویسنده : علی |
سلطان سليمان ای پادشاه عثمانی سريالت ديگر به پايان رسيده است ...
چند وقتی هست ديگر بازارت داغ نيست...
حتی خرم سلطان زيبايت هم نتوانست نام تو را در دنيا مشهور كند...
آیا كسی در اين ميان نيست كه سريال كورش يكتا پرست را به تصوير بكشد...؟
كسی در اين ميان نيست نجابت الهه مينو را به تصوير بكشد...؟
كسی نيست تا خلوتگاه كورش، نه حرمسرای پر ز خاتون سلیمان را به تصوير بكشد... ؟

مهم نيست كورش ...
تكه سنگی به جا مانده از تو امروز، 
نامت...
خردت...
يكتا پرستیت، نجابت ايرانی را در دنيا زنده نگه داشته است 
الهه ی نجيب، 
پسران سرزمين مرا ببخش كه ندانسته محو زيبايی صورت خرم شدند و آن را بر پس زمينه ی گوشی هايشان نگاشتند و نجابت تو الهه را از ياد بردند 
كورش، 
يك سريال براي سليمان نتوانست نام او را زنده كند اما تو با تكه سنگی دنيا را مجذوب خود كردی ...
كورش 
مردم سرزمينم را ببخش كه ندانسته رشادت های عثمانی را تحسين كردند، در حالی كه حاکم نيمی از دنيا تو بودی


تاريخ : 93/08/18 | 16:34 | نویسنده : علی |
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ، ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭ ﻋﻘﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ، ﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺰ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ....
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﻧﺪ، ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
ﺍﺯﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺁﺋﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺋﯿﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺳﻌﺎﺩﺕ
ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ، ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ ﮐﯿﺸﺎﻧﺸﺎﻥ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ
ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭﻧﺪ
ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ !
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ، ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺰ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ...
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
" ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ


تاريخ : 93/08/18 | 16:22 | نویسنده : علی |
[ سهراب سپهری :
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!
ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...
ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...
ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...
ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...
ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ...
ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!


تاريخ : 93/08/18 | 16:19 | نویسنده : علی |
ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ

ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ .

ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ

ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟

ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ .

ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ !

ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﺮﺩ.

ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺐ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ

ﺷﺪﻩ، ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪ

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:

ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮ ﺗﻮﺳﺖ !!..

ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ؛

ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻗﺼﻪﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ !

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ

ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ .

ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ .

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﺑﻬﺎﯾﺶ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ !

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰﯼ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﯼ !

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺴﺮﺕ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺗﻮ

ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺧﺮﯼ !!!

ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ، ﻓﺮﻕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ !!!...

ﺍﺭﺯﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ رضای خدا باشد نه برای معامله با خدا…!



تاريخ : 93/08/18 | 16:2 | نویسنده : علی |

زیر بار ذلت زندگی کردن؛ یعنی مرگ!

کاش این کلمات امام عشق؛ حسین(علیه السلام) را همه عالم می شنید:

لَیْسَ الْمَوْتُ فِی‌ سَبِیلِ الْعِزِّ؛ إلاَّ حَیَوه خَالِدَه؛

وَلَیْسَتِ الْحَیَوه مَعَ الذُّلِّ؛ إلاَّ الْمَوْتَ الَّذِی‌ لاَ حَیَوه مَعَهُ.


مرگ‌ در راه‌ عزّت‌، چیزی نیست؛ مگر زندگانی‌ جاویدان‌!

و زندگانی‌ با ذلّت‌؛ چیزی نیست؛ مگر مرگی‌ که‌ هیچ نشانی از زندگی در آن نیست!



تاريخ : 93/08/07 | 14:37 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/08/07 | 14:27 | نویسنده : علی |
استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی‌هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می‌زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می‌گوید :

« [ امام ]حسین(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است.

[ ولی ] ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و[ آن ] تحریف کردیم.


ما گفتیم [ امام ] حسین [ علیه السلام ] یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه‌ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می‌گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هرچه می‌خواهید باشید، ابن‌زیاد باشید، عمرسعد باشید.

ما می‌گوییم یک ابن‌زیاد در دنیا کم بود، یک عمرسعد در دنیا کم بود، یک سنان‌بن‌انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها‌الناس هرچه می‌توانید بد باشید که من بیمه‌ی شما هستم!»



تاريخ : 93/08/07 | 14:23 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/07/09 | 23:2 | نویسنده : علی |

گرانترین شیء کشتی تایتانیک متعلق به ایران است

یک ترجمه‌ فراگیر از خیام که یک صحاف مشهور انگلیسی کار صحافی آن را انجام داده، در کشتی تایتانیک بوده که این صحافی یکی از گران‎ بهاترین صحافی‌ها بوده است.

محمدعلی فارسی، که فعالیت فیلمسازی را از سال ۱۳۶۷ در حوزه مستند سازی آغاز کرده، در گفت و گو با هفته نامه پنجره درباره ماجرای فیلمش، «حقیقت گمشده» که در جشنواره سینما حقیقت برگزیده شد توضیح داده است.

فارسی گفته است : "سفری کاری به لندن داشتم. آن‎جا دکتر جوزی موضوع جالبی را مطرح کردند، این‎که گرانبهاترین شی کشتی تایتانیک متعلق به ایران است! گفتند یک ترجمه‌ فراگیر از خیام که یک صحاف مشهور انگلیسی کار صحافی آن را انجام داده، در این کشتی بوده است.

این صحافی یکی از گران‎بهاترین صحافی‌ها بوده که به گفته کارشناسان انگلیسی، اگر این نسخه صحافی شده همراه با کشتی تایتانیک غرق نمی‌شد، با پولش می‌شد دو منطقه از لندن را خرید! این صحافی متأثر از نقوش ایرانی بوده.

یعنی هم محتوا و هم صحافی کتاب نسبتی با ایران داشته است. بعد از پایان کار، یک دلال کتاب را خریده و به قصد آمریکا سوار کشتی تایتانیک شده و این گنجینه ارزشمند همراه با کشتی غرق می‌شود. به گفته دکتر جوزی حقیقتا در تایتانیک گرانبهاترین شیء همین کتاب بوده است. کتابی با چنین پیشینه غنی ادبی و هنری، که ادوارد فیتزجرالد ۲۵ سال از عمر خود را صرف ترجمه آن کرده بود. "

وی افزوده است : " ما می‌خواستیم یک قصه با دو شخصیت روایت کنیم، یکی خیام و دیگری ادوارد فیتز جرالد. از دومی یک فریم عکس داشتیم و از خیام که ۹۰۰ سال پیش از دنیا رفته، فقط کتابی و سنگ قبری.

بدون تردید ساختن چنین مستندی خیلی دشوار است، ما از دو شخصیت اصلی داستان چیز خاصی برای جلو تصویر بردن نداشتیم و این مهمترین مشکل ساخت چنین مستندهایی است



تاريخ : 93/07/09 | 22:34 | نویسنده : علی |

نام روزهای هفته در ایران باستان

 

آیا میدانستید که در ایران باستان و در آئین پنج هزار ساله مهر(میترائیسم) روز یکشنبه مهرشید نام داشته که منظور از مهر میترا یا مهر خدای بزرگ آئین میترائیسم و معنی شید آفتاب و روشنایی میباشد یعنی
مهرشید روز مهر و آفتاب یا روشنایی بوده و امروزه در تقویم میلادی این روز sunday نام دارد که دقیقا به معنی روز آفتاب میباشد . و اینک بقیه روزهای هفته:


کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنجشنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه



اینک با بررسی ریشه های این واژگان به این برآیند ساده میرسیم:

کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر

مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید = سه شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars = بهرام

تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید = پنجشنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهی

 



تاريخ : 93/07/09 | 22:33 | نویسنده : علی |
http://qwerty1340.persiangig.com/image/edda0fd4d983.jpg
فرا رسیدن بهار علم و دانش به همه پویندگان و جویندگان دانش مبارک باد


تاريخ : 93/06/31 | 22:42 | نویسنده : علی |

بچه ها اگر شهر سقوط کرد دوباره آن را پس می گیریم

مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند

( شهید محمد جهان آرا)

 

یاد و خاطره 8 سال دفاع مقدس گرامی باد

امیدوارم  کاری نکنیم که شرمنده شهدا شویم



تاريخ : 93/06/31 | 22:37 | نویسنده : علی |
ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون کسی رو لبریز نکنیم ... گاهی با یک قطره لیوانی لبریز میشود... گاهی با یک کلام قلبی اسوده و ارام می گردد.... گاهی با یک کلمه یک انسان نابود میشود..... گاهی با یک بی مهری دلی... میشکند.... مراقب بعضی یک ها باشیم... که در عین نا چیزی .....همه چیزند....



تاريخ : 93/06/31 | 22:22 | نویسنده : علی |
کاش مرکز اهدای جوانی هم بود…
آنــــگاه تمــــــــــامِ جوانــــی اَم را اهـــدا میکردم به آن زنــــــی کــِ؛
تمــــــامِ جوانی اَش را پای مـــــَـــن گذاشت.
شرمنده اَم "مـــــــادر"



تاريخ : 93/06/21 | 15:33 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/06/21 | 15:26 | نویسنده : علی |
مصطفی و حسین رحمانی در همین شهر زندگی کردند، در همین خیابان ها قدم زدند، مدرسه رفتند، نماز جمعه رفتند، راهپیمایی رفتند، به جبهه اعزام شدند و اگر یادت باشد، خودمان روی دوش گرفتیم و بردیمشان بهشت زهرا و خاکشان کردیم و آمدیم سر خانه و زندگی مان. بیش از ربع قرن از آن روزها می گذرد. حواست هست؟ امروز آنان حکمرانان سرزمین نورند و تا ابد خواهند بود و در فردایی نزدیک، من و تو، گرفتار تاریکی های گور. پس دلت را با یاد شهیدان، چراغی کن، هر چند کم فروغ. شاید که در ظلمات فردایمان به کار آید. یادی می کنیم از شهیدان رحمانی و می خوانیم خاطره ای دلچسب و روح نواز از شهید مصطفی رحمانی: باران شدت گرفته بود. بیرون از سنگر را نگاه می کردم، ناگهان چیزی در میان باران توجهم جلب کرد، دقت که کردم دیدم یک نفر در حال نماز خواندن است! زیر باران؟! با دقت بیشتری که نگاه کردم از تعجب دهانم باز ماند. مصطفی رحمانی بود که زیر باران داشت نماز می خواند! بعد ازش پرسیدم که چرا زیر باران نماز می خواندی؟!



تاريخ : 93/06/01 | 14:28 | نویسنده : علی |

ماه مهر نزدیک است دلم مدرسه ای می خواهد
به بزرگی دل خسته ی  این شاگردان
با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی
همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان
مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی
که در آن کودک دانش نشود سرگردان
یا معلم نکند یسته ده تایی را
تا سر برج دگر قرض برای مهمان
کاش میشد ننویسند به چشمی پر آب
کودکان بر دل پر خون پدر " بابا نان "
من نمی دانم اگر باز قطاری باشد
جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان؟
روبهک قالب ناچیز پنیری را باز
می رباید به فریب از نوک زاغی خوش خوان؟
مرده گاوی که دهد شیر به کوب خانم
بر سر سفره او سر زده آید مهمان؟
فصل باران گهرهای فراوان شاید
رفته از جنگل خوش آب و هوای گیلان
گفته تصمیم گرفته است که امشب کبری
تا کتابش نشود خیس به زیر باران
از قضا گرگ به گله زده است از قصه
تا به فریاد نخندد ز دروغی چوپان
اکرم عاطفه ها گشته سه روزی بیمار
موش بد جنس شبی خورده هما را دندان
" مشق شب گرچه نوشتیم و کتابی خواندیم
مقصد آن است که از این همه باشیم انسان "
 



تاريخ : 93/05/27 | 18:5 | نویسنده : علی |
در داوری در مورد دیگران؛

عامه مردم، بی آنکه مزدی بگیرند؛

اضافه کاری می کنند ...!



تاريخ : 93/05/27 | 18:2 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/05/27 | 17:58 | نویسنده : علی |
کلافه ام از حس ناسپاسی ...
وقتی دیدم پسر معلول خطاب به پروردگارش گفت:
خدایا شکرت مرا در مقامی خلق کرده ای که هرکس مرا میبیند تو را شکر میکند



تاريخ : 93/05/09 | 1:51 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/05/09 | 1:41 | نویسنده : علی |



تاريخ : 93/05/07 | 12:18 | نویسنده : علی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.